آشنایی با اساتید گروه علوم تربیتی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
۱- دکتر محمد یمینی (مدیرگروه)
۲- دکتر ولی الله رمضانی(رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی)
۳- دکتر حسین جلیلوند (معاون سابق فرهنگی و دانشجویی دانشگاه)
۴- محمد ابراهیم رحیم زاده ( مدیر دانشجویی ورئیس مرکز مشاوره)
۵- دکتر حسن نودهی
۶- دکتر فاطمه بهرامی
۷- دکتر حسن باقری نیا
۸- دکتر حسین شاره
۹- دکتر سکینه محبی
۱۰- خانم مکارم
۱۱- حسن اشراقی
اساتید سابق گروه:
ا- آقای جواد طیبی
۲- فاطمه موحد پارسا
۳- آقای فروغی
۴- خانم موفق
۵-آقای مهرداد ابراهیم پور(استاد دوست داشتنی گروه که دل همه ی بچه ها براشون تنگ شده)
سلام.خسته نباشید بهتره از بلاگفا استفاده کنیم..بلاگفا امکانات بهتری دارد.در ضمن در مورد شخصیت اساتید مثا ابراهیم پور ورمضانی وفرنوددیان بفرستید.
در مورد بچه های 85 هم بنویسید.
استاد فرنودیانو ننوشتی ..در ضمن وبلاگتونو سرو سامان بدید ..بهتره با بلاگفا یک وبلاگ بسازی تا امار بازدیدی بره بالا. عزیز..
عرض سلام و احترام خدمت نویسندگان محترم وبلاگ و تمامی دانشجویان عزیز علوم تربیتی این دانشگاه دارم.
وبلاگتون حاوی مطالب خوب و مفیدی است و انشاالله که بهتر از این هم میشود. جا دارد وبلاگتون رو حداقل به هم رشته ای هاتون در دانشگاه معرفی کنید تا اونا هم از محتوای وبلاگ استفاده نمایند. برایتان آرزوی موفقیت دارم. در فرصتهای آتی باز هم بهتون سر می زنم .
استاد فقط ابراهیم پور
بهترین استاد 20
سلام دوست عزیز واقعا هم استاد ابراهیم پور بهترین بود
سلام
از دوستایی که دلشون برای استاد فرهیخته جناب آقای ابراهیم پور و کلاسای متفاوت و پربار ایشون تنگ شده، سوالی دارم چرا ما دانشجوها باید چوب مدرک گرایی برخی از مسئولین رو بخوریم؟چه کسی میتونه بدون هیچ عذاب وجدانی شهادت بده که کلاسای استاد ابراهیم پور به لحاظ فوق لیسانس بودنشون ،کارایی کلاسهای اساتید دکترای گروه رو نداشت؟و چه خیل عظیمی که شهادت میدن شخصیت و بار علمی ایشون نه کمتر بلکه قابل احترام تر و وسیعتر از بعضی اساتید هست که اسم مدرکشون رو یدک میکشن.
استاد ابراهیم پور یه استثنا بود و ما به راحتی از دست دادیمشون و نخواستیم کاری برای برگشت ایشون کنیم
این نظر من دانشجو تنها نیست و حتی برخی از اساتید هم با این مطالب موافقند.
ما میتوانیم...
سلام به همه ی نویسندگان وبلاگ.مطالب وبلاگتونو خوندم خوب بود.در مورد برنامه ریزی آموزشی کم نوشتین.به نظر من همه ی استادای گروه خوبن.مخصوصا دکتر نودهی و استاد ابراهیم پور به خاطر روش تدریس خوبشون
استاد فقط ولی قپی عشق منه ولی قپی
سلام
خسته نباشید
ما بچه های 85 که هممون دلمون برای استاد ابراهیم پور تنگ شده همینطور برای دکتر رمضانی عزیز
ولی متاسفانه با مشغله زیاد تو این دو سال دوری موفق به دیدار این دو استاد بزرگوار نشده ایم
موفق باشید
سلام من از دانشجو های دانشگاه تربیت معلم بودم اما متاسفانه ،علوم تربیتی نخوندم .دانشجوی دبیری بودم اما اکثر کلاس های علوم تربیتی رو میرفتم .
می شه بگین برای استاد ابراهیم پور چه اتفاقی افتاده و جرا دیگه نیستن ؟ پس الان کجا هستن ؟
فعلا در آموزش وپرورش و دانشگاه پیام نور سبزوار مشغول به کار میباشن
با سلام خدمت تمامی دانشجویان و طالبان علم ،به خصوص علاقه مندان به رشته ی خوب علوم تربیتی.بنده نوراله ریاضی ورودی 1385 در رشته علوم تربیتی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی بودم.هم اکنون هم فارغ التحصیل رشته آموزش و پرورش تطبیقی از دانشگاه علامه طباطبایی هستم.بسیار خاطرات شیرینی از کلاس های دکتر جلیلوند؛دکتر رمضانی؛آقای ابراهیم پور و بقیه اساتید گروه و دانشگاه تربیت معلم سبزوار سابق که هم اکنون به حکیم سبزواری تغییر نام داده است،نه تنها در ذهن من ؛بلکه در اذهان اکثر بچه های علوم تربیتی آن دوره مانده است.خاطراتی که دیگر تکرار نخواهند شد و تنها یاد آنها برایمان باقی می ماند.من از تمامی دوستان و هم کلاسی های ورودی 1385 علوم تربیتی تقاضا دارم تا ترتیبی بدهند تا یکبار دیگر بتوانیم با یکدیگر ملاقات داشته باشیم.به امید دیدار یکدیگر
لازم است تا از تعدادی دوستان عزیزم یادی بکنم:آقایان
مهدی عابدی؛علیرضا سلام سدهی؛علی باقرزاده؛آرش خانی؛عقیل ابوچناری؛علی اسفندیاری؛عظیم چاهه؛حسن خداشاهی؛قاسم زمانی؛و ...
خانم ها:ربانی؛زنگنه؛حیاتی؛مزینانی؛جغتایی؛روئینی؛جنتی؛و ....
سلام .من ازورودی های 87هستم ازاین که بااستادابراهیم پور کلاس داشتم وباهاش دوبار اردوی تفریحی رفتیم خیلی خوش گذشت وازبچه های کلاس هرکسی که ازماناراحت شدت ازصمیمم قلب ازش معذرت میخوام .شاد وپیروز باشید
سلام .من ازبچه های گل 87بودم یادش بخیر واقعا بااستاد ابراهیم پور حال کردم مخصوصا دو اردویی که به ساروق ونیشابور داشتیم واقعا خوش گذشت .فارغ التحصیلی هم بددردیه وجدانا!!!!!!!!!!!یادش بخیر
سلام قدرت جون خیلی میخوامت عزیزم شنیدم تو و رحمان عزیزی قاطی مرغ ها شدین از صمیم قلب بهتون تبریک میگم ، خدا کنه حسن ومهدی و کریم هم از شما یاد بگیرن.!!!!!!!!!!!! خداییش دلم واسه همتون تنگ شده........
با سلام و احترام خدمت تمام دوستان و ممنون از وبلاگ زیبا و دوست داشتنی. من خیلی خوشحال شدم که دیدم بچه های 85 اینجا کامنت گذاشتند.منم از بچه های 85 بودم. لطفا براشون یک صفحه جداگانه بساز و در مورد تک تک شون بنویس به خصوص اقای چاهه و سلام سدهی و بیداله خانی دو تا از بچه های گل بودند. اقای سدهی الان خارج از کشور و در هندوستان تشیف دارند و دکتری مدیریت میخونند. اقای چهه هم دانشگاه تهران هستند. همشون نخبه بودند. از اینا بنویس خواهشا. از خانوما. در ضمن از استاد رمضانی هم بیشتر بنویس چرا که فکر کنم ایشون یادشون رفته که با بچه های 85 بود که پیشرفت کردند. اگر کلاس 85 علوم تربیتی تبود رمضانی الان باید پیام نور هم به زور درس میداد. این کامنتو بهش بگو که به خاطر افتخارات بچه های 85 خودشو بالا کشید و همه کاره شدو موفقیت بچه ها رو به نام خودش تموم کرد.ببعد از اون سال فکر نکنم دیگه کاری کرده باشه اقای رمضانی. خیلی هم استاد خوبی نبود از هیچ کدوم از بچه ها هم تشکر نکرد. راستی از استاد فرنودیان که بهترین استاد ما بود بیشتر بنویس دلمون براش تنگ شده . موفق باشید
مرسی از نظرتون..باشه حتما سعی میکنیم انجام بدیم
سلام
خسته نباشید میتونید ادرس مطب دکتر حسین شاره رو تو مشهد برام ایمیل کنین.ممنون میشم.
سلام اکبر چه خبر دلم برات یه زره شده فکر کن ببین کی هستم
سلام .حتماعشق همیشگی منی عزیزم جیگر...راستی راستی دارم دکتر میشم ها........
سلام .بهترین دوستم مهدی رضاییان هستش واقعا نمونه بارز صبر وامید هستش الان ارشد علامه طباطبایی تهران .مهدی جان دوست دارم داداش گلم .ولی خدای قپی هستش .دکترای قپش ازدانشگاه سوربن فرانسه
سلام به همه بچه های علوم تربیتی ۸۷دلم برای همه تون تنگ شده .به خصوص استادولی خیلی خاطرشومیخام فقط به خاطرقپی هاش
درود
وبلاگ زیبایی دارید دوست عزیز... از همه زیباتر احساسات و دلتنگی های بی نظیرتون بود ...
امیدوارم تمام دانشجویان ایران زمین ب مانند شما پاسخگوی زحمات اساتید بزرگوار باشند ...
شاد و موفق باشید ...
بازم سلام .امان ازبیکاری ..........بچه هاازخاطرات دوران دانشجویی خودشون بگن کمی بخندیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!واقغاکجاس اون دوران پنهان کاری های دوران دانشجویان هم جالبه..............................
سلام .دمه همه ی بچه های علوم تربیتی 78 گرم دلم واسه همه بچه ها ،کلاس 218 یه ذره شده
یاد باد آن روزگاران یاد باد
با تشکر از دکتر جوشن که زحمت نوشتن وبلاگ رو به خودشون میدن .به امید اینکه همه ی بچه ها ازش دیدن کنن
سلام پرفسور چرا با اسم خودت نظر نمیدی که مینویسی امید ، این امید اسمیه که واسه دوس د
خترات میگی ما که به همون پرفسور... پریش میشناسیمیت ...شماهم موفق باشی جیگر..
تقدیم به همه ی بچه های علوم تربیتی 87
زاهد از کوچه ی رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند
پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند
سلام
ممنون از وبلاگ خوبتون
امشب به یاد بچه های ورودی ۸۵ علوم تربیتی دانشگاه سبزوار که همکلاسیهامم بودن افتادم
و اومدم اینجا ببینم چه خبره؟
دلم برای همه بچه ها و استاد ابراهیم پور و دکتر رمضانی و .... تنگ شده
خیلی دوران خوب و زیبایی بود که دوباره تکرار نمی شه
هم کلاسیهای ما تا اونجایی که من خبر دارم همشون موفق بودند و هستند چه در زمینه تحصیل و چه اونایی که ازدواج کردند و تشکیل خانواده دادنُُ همه موفقند
امیدوارم همیشه موفق باشند
باسلام !
ازورودی های 87دانشگاه حکیم سبزواری هستم الان کامنت آقای غلامی ورضاییان وخانم بهمن آبادی رو خوندم واقعا ازحضورمجازی بچه ها خوشحال شدم
صمیمانه به آقای غلامی وسایرمتاهلین تبریک عرض می کنم ازآقای جوشن هم زحمت می کشند برای این وبلاک واقعا تشکر می کنم
ارادتمند همگی .همتی
سلام
ای بابا منم از بچه های 85 بودم، امروز اتفاقی اینجا رو دیدم...کلا سبزوار یادم رفته بود.
ولی بچه ها چقد از استادای بی سوادمون الکی تعریف کردین!!!
تاجایی که من یادمه کلاسای ابراهیم پور که خوش گذرونی بود و همش شیرینی و...
کلاسای رمضانی هم که من یک کلمه نمیفهمیدم این بابا چی میگفت
فرنودیان هم که مدام درحال تعریف از خودش بود، توهم بزرگ منشی داشت...
فقط یه استاد خوب داشتیم که واقعا تدریس میکرد و زحمت میکشید اونم خانوم بهرامی بود...استاد هرجا هستین خوش باشین
سلام
ای بابا منم از بچه های 85 بودم، امروز اتفاقی اینجا رو دیدم...کلا سبزوار یادم رفته بود.
ولی بچه ها چقد از استادای بی سوادمون الکی تعریف کردین!!!
تاجایی که من یادمه کلاسای ابراهیم پور که خوش گذرونی بود و همش شیرینی و...
کلاسای رمضانی هم که من یک کلمه نمیفهمیدم این بابا چی میگفت
فرنودیان هم که مدام درحال تعریف از خودش بود، توهم بزرگ منشی داشت...
فقط یه استاد خوب داشتیم که واقعا تدریس میکرد و زحمت میکشید اونم خانوم بهرامی بود...استاد هرجا هستین خوش باشین
سلامی دوباره به دوستان خوبم
الان دیگه بیکارنیستم ودر کمیته امداد امام خمینی به عنوان کارشناس مددکاری استخدام رسمی شدم وازخدای خودم شاکرم وامیدوارم دوستانم موفق وموید باشن.قدرت الله
قدرت جان جیگر تبریک میگم ایشالا موفق باشی
با سلام ودرود به همه ی علوم تربیتی خصوصا 87
راستش من هر از چند گاهی به اینجا سر میزنم ببینم که از همکلاسی ها خبری هست یا نه؟ پیشنهادی که دارم اینه که هر کدوم از دوستان که اینجا میان مثل دوست خوبم قدرت جان از حال و روز و همجنین اینکه الان به چه کاری مشغول است توضیح بده تا ازهم خبر داشته باشیم و فراموش نشیم و اینکه به دوستانی که باهاشون ارتباط دارین معرفی کنیدتا از این وبلاگ دیدن کنند و در آخر سلام مخصوص به مهدی آقا،علی جان،اکبربامرام،قدرت وحسن وکریم و مرتضی و رحمان وابراهیم و محمد بخشی یکی دیگه هم بود اسمش نمیدونم فامیلش قاسمی بود.
سلام به قدرت آقا دوست عزیز وپر انرژی خودم وتبریک ویژه برای شاغل شدن در کمیته امداد .به امید اینکه موفق و اثربخش باشی و تشکر ویژه از دوست همیشگی و مهربان و بامعرفتم اکبر آقای گل که زحمت ایجاد و به روز کردن وبلاگ رو با تمام مشغله هایی که دارن رو به خود میدن.
سلام برعلوم تربیتی 87دانشگاه ترببت معلم سابق.دلم برای کلاس های جوک ولی وشیرنی خوران ابراهیم پورو...............تنگ شده یادش به خیر.تبریک به اقای قدرت الله قدرتی
.ممنون ازدکتر به خاطروبلاگش.
سلامی دوباره به دوستان .
ما کلاس عاطفه نداشتیم شما؟؟؟؟؟کلاس آقای جلیلوند این اسم مشهور شد؟؟؟؟؟درسته؟
درود بی کران به همه ی 87 عزیز
به امید بهروزی و شادکامی روزافزونتان
درود بر قدرت عزیز و همیشه سر سبز (.........) اراتمند راستش منم با خانوما زیاد برخورد نداشتم و عاطفه نمیشناسم ولی بازم به خاطر هم کلاسی بودن محترم هستند .
از این عاطفه خانم استدعا میکنم به حوری، شهلا و شیلا ها ی دیگر هم اطلاع بدن بیان بازدید کنن شاید بشه یک کلاس دیگر در فضای مجازی با هم برگزار کنیم.ما نیز به اقایان جنتلمن کلاس اطلاع میدیم/
وسر اخر این هم تقدیم به همه ی هم کلاسی های عزیز و دوست داشتنی ج
جدای از شوخی دلم واسه همه بچه ها لک زده خوصوصا خوابگاه اندیشه و شبای با حالش.
شب سردی است ، و من افسرده
راه دوری است ، و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم ، تنها، از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت ،
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است
هردم این بانگ برآرم از دل
وای ، این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی غمناک است
دکتر جان اگه میشه یه کم کطالب تربیتی و آموزش این سایتو بیفزایید
((زیبایی یادگیری در این است که هیچ کس نمی تواند آن را از شما بگیرد)) بی.بی کینگ (موسیقیدان آمریکایی))
منبع:روانشناسی پرورشی دکتر سیف
به همه ی 87 ها که این کتاب را مطالعه نکرده اند توصه میشود آن را مطالعه کنند چرا که یکی از کتاب های پایه ای و اصلی رشته است.
درود شاداب، مهربان، سرزنده و سربلند و پاینده باشد و
درود گرم ما را از راه دور پذیرا باشید
و سر آخر تشکر آز دوست همیشگی آقای جوشن بابت مدیریت گه گاهی وبلاگ
ممنون میشیم مطالب را به روز کنید
سلام سال نو روبه همه دوستان تبریک میگم وامیدوارم سال سرشاراز موفقیت باشه برای همه دوستان
درود بر همه به گمونم از کل وبلاگ همین صفحه ی نظرات فعال هست که اینم به دلیل مشغله ی زیاد دوستان هر چند از گاهی خونده میشه
از زحمات دکتر بابت ساخت و مدیریت این فضاتشکر میکنم ولی ممنون میشم که در غنی کردن مطالب و همچنین مرور وبلاگ وقت بذارن
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
و سر آخر درود و سلام به همه ی هم ورودی های دکتر و آقا قدرت و........
سلام دکتر کجایی؟
نیستی بلا؟؟؟؟نکنه مارو تحویل نمیگری ؟
در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من
ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید
و اندر آن سلسله عمریست که خون شد دل من
در ازل با سر زلف تو چه پیوندی داشت
که پریشان شد و از خویش برون شد دل من
این همه فتنه مگر زیر سر زلف تو بود
که گرفتار به این سحر و فسون شد دل من
تقدیم به همه ی همکلاسی های خوبم که خاطرات شیرینی را در یکی از بهترین دوران عمرم رقم زدند که با مرور آن احساس شعف و خوشحالی می کنم. درود بر 87ها، شاد،خندان و پیروز باشید و چهره هاتون همیشه
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کرده ام
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دیگر دوستش نداریم جدا شویم
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمیدهند
نیل گیمن - جلد نهم از کتاب مرد ماسه ای
منبع: سایت متمم
درود وسلام به همه
گاهی برای فرار از تنهایی و تو اتاق نشستن سبب میشه به فضای مجازی سری بزنی. من هر از چند گاهی به اینجا سر میزنم ببینم که آیا کسی غبار از صورت این فضا گشوده یا نه و در همون حین بنا بر دلایلی فکرم مشغول مسئله مرگ شد ه بود و جمله قشنگ متن زیر بهم آرامش خاصی داد((اگر بخواهی از مرگ بگریزی، به زندگی باید پا نگذاری)) و همین شد که این متن را در اینجا نوشتم.
متن زیر از جلد سوم کتاب کلیدر محمود دولت آبادی است. که در آن چند بندی در باره مرگ نوشته.
چیست این مرگ؟ چگونه به سراغ آدم می آید؟ از کجا پیدایش می شود؟چرا پیشتر خبرت نمی کند؟ از مادر زاییده می شوی و خیالش را هم بر سر نداری! غافل از اینکه او هم، مرگ هم پا به پای تو از مادر زاییده است. پا به پای تو.قدم به قدم .شاید او مرگ از مادر دیگر، از مادر خود ، زاییده باشد! اما با هر نفس، با هر گام، با هر دم و آن، تو به آن نزدیک می شوی و او به تو. رو به تو می آید.مثل چیزی که تو رو به آیینه بروی. تو رو به آیینه می روی، چیزی هم شبیه تو، همتو، رو به تو می آید. دیر یا زود به هم می¬رسید.
تو و مرگ.
من و مرگ.
او و مرگ.
نه! اصلا مرگ از رو به رو نمی آید. مرگ پا به پا می آید.مرگ با تو می زایید. همزاد تو! از تو میزاید. از تو می روید. مرگ تویی، همان دم که زندگی تویی. همین که پا به زندگی گذاشته ای. این دو را نمی توان از هم جدا کنی.با همند. اصلا یکی هستند. مرگ و تو. تو و مرگ. اگر بخواهی از مرگ بگریزی، به زندگانی باید پا نگذاری. کاش می شد مرگرا زیر پاهایت له کنی. نابود کنی. اما مگر می توانی سایه ات را زیر پا له کنی. نابود کنی؟ نه! سایه ات هم به اندازه ی خود تو سمج است. تا تو هستی، او هم هست. هست تا تو را به سایۀ مطلق بکشاند. تا تمام سایه. او، سایه تو، دمادم رو به گسترش است. هر روز پهنا وا می کند؛ بیشتر پهنا وامی کند. قد میکشد؛ بیشتر قد می کشد. کشیده تر و پهناورتر می شود. و تو ، دو به دم، آن به آن، کم حجم تر می شوی. کم حجم تر. سبک تر. بی درنگ تر. خرد تر. ساییده تر. ناچیزتر. تا اینکه به چیزی رقیق ، چیزی مثل حسرت بدل شوی و بعد، ناگهان تبدیل شوی. تبدیل به سایه ات. جزو سایه ات بشوی. خود سایه ات. و این تو را به سایه بزرگ بسپارد. به غروبی پهناور وصل ات کند. به شب تمام.
تو در سیاهی گم می شوی.
من در سیاهی گم می شوم.
او در سیاهی گم می شود.
سلام به همه همکلاسی های خوبم منم از علوم تربیتی های 85 بودم چقدر خوشحال شدم اسم همکلاسی هامو دیدم یادشون افتادم آقای ریاضی چاهه باقرزاده و...خانم ها بهمن آبادی ونیکبخت و...خوشحالم همشون ادامه تحصیل دادن من که خانه داری رو ترجیح دادم البته کتاب می نویسم الان دوتا بچه دارم یه پسر یه دختر .. راستی به آقای ریاضی هم تبریک میگم داره پدر میشه ازومه همه همکلاسی هام سعادتمندانه زندگی کنند
سلام به همه همکلاسی های خوبم منم از علوم تربیتی های 85 بودم چقدر خوشحال شدم اسم همکلاسی هامو دیدم یادشون افتادم آقای ریاضی چاهه باقرزاده و...خانم ها بهمن آبادی ونیکبخت و...خوشحالم همشون ادامه تحصیل دادن من که خانه داری رو ترجیح دادم البته کتاب می نویسم الان دوتا بچه دارم یه پسر یه دختر .. راستی به آقای ریاضی هم تبریک میگم داره پدر میشه ازومه همه همکلاسی هام سعادتمندانه زندگی کنند
سلام به همه همکلاسی های خوبم منم از علوم تربیتی های 85 بودم چقدر خوشحال شدم اسم همکلاسی هامو دیدم یادشون افتادم آقای ریاضی چاهه باقرزاده و...خانم ها بهمن آبادی ونیکبخت و...خوشحالم همشون ادامه تحصیل دادن من که خانه داری رو ترجیح دادم البته کتاب می نویسم الان دوتا بچه دارم یه پسر یه دختر .. راستی به آقای ریاضی هم تبریک میگم داره پدر میشه ازومه همه همکلاسی هام سعادتمندانه زندگی کنند
خوشحالم که همکلاسی هام که علوم تربیتی های 85 بودن همشون تونستن ادامه تحصیل بدن یه سلام گرم دارم خدمت آقای ریاضی وباقرزاده وخانم بهمن ابادی ونیکبخت ...من جغتایی هستم اگه یادشون نرفته باشه.. ارزوم سلامتی وخوشبختی همه همکلاسی هامه
خخخ منم ورودی 92 معروف به دبیرستانیام دوران لذت بخشیه