«به کار گیری روش های تدریس گوناگون»

دیلون در انتقاد از افرادی چون" جویس و ویل" که کتاب الگوهای تدریس را نوشته اند و معتقدند که معلم بایستی ترکیبی از رویکردهای مختلف تدریس  و الگوهای مختلف تدریس را به کار برد می گوید که چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی به کار گیری روش های گوناگون تدریس کاری غیر ممکن است. اومعتقد است که در حالی که  خود نویسندگان کتاب اذعان می کنند که  مبنای نظری این رویکردها متفاوت است ولی به معلمان تاکید می کنند که ترکیبی از این رویکردها را به کار ببرند . به نظر" دیلون" هر کدام از الگوهای تدریس از نظر جهت گیری نسبت به انسان ،یادگیری و فلسفه و روانشناسی  با یکدیگر متفاوتند  به اعتقاد او به کارگیری چندین روش تدریس توسط معلم  اتخاذ  دیدگاههای مختلف و همینطور متناقض و متضاد در نظر و عمل است ."دیلون" می گوید که لازمه تدریس به روش های گوناگون  چه به صورت متناوب و چه به صورت ترکیبی ،آن است که معلم بتواند با روش های گوناگون ومتضاد هم فکر کندو هم عمل کند و در واقع این نوعی  پیشنهاد به معلمان است که از تفکر  درباره تدریس پرهیز کنند .برای مثال در روز شنبه معلم به شاگردان به چشم ارگانیسم های منفعل نگاه می کند که صرفا به محرکهای محیطی پاسخ می دهند اما در روز بعد به آنها به عنوان  افرادی خودمختار و دارای انگیزه درونی و فعال نگاه می کنداو می گوید که پیشنهاد  استفاده از روش های مختلف در تدریس نشاندهنده غفلت و طرد نقشی است که نظریه می تواند درعمل داشته باشد .بنابراین افرادی که معتقدند معلم بایستی ترکیبی  از الگوهای مختلف تدریس را به کار ببرد به نوعی نگاه تکنیکی به امر تدریس ویادگیری دارند . به نظر آنها این  روش های تدریس  به مثابه تکنیک هایی هستند که کار می کنند و معلمان بایستی تکنیکهایی را که کار می کنند به کار ببرند  و در واقع این باور افرادی است که تعلیم و تربیت را به عنوان امر معنوی تلقی نمی کنند و آنها تعلیم و تربیت را بیشتر یک امر تکنیکی می دانند ارزش ها ،اشیاء و کارها صرفا بر اساس عواید حاصل از آنها  و نتایج آنهاست آنها به رویکردهای تدریس به چشم ابزاری برای تدریس  می نگرند

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد