فلیپ کومز در کتاب« برنامه ریزی آموزشی چیست ؟» مسایل اساسی برنامه ریزی آموزشی را به پنج قسمت تقسیم می کند :ادامه مطلب:
بررسی رابطه بین تمایل به کارآفرینی و میزان گرایش به مهارت آموزی
دکتر اصغر شریفی و فاطمه اسلامیه
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین تمایل به کارآفرینی و میزان گرایش به مهارت آموزی (آموزشهای فنی و حرفهای) انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان سال آخر دبیرستانها و هنرستانهای کار و دانش شهر گرمسار میباشد که تعداد آنها 908 نفر بوده است. حجم نمونه بر اساس جدول «مورگان» 270 نفر تعیین و نمونهها با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، دو پرسشنامه محقق ساخته کارآفرینی بر مبنای ابعاد پنجگانه نیاز به توفیق، ریسکپذیری، خلاقیت، کنترل درونی و نیاز به استقلال و پرسشنامه مهارت آموزی در ابعاد چهارگانه فنی، نگرشی، ارتباطی و شناختی در طیف پنج درجهای لیکرت بوده است. روایی هر دو پرسشنامه از نظر صوری، محتوایی و سازه بررسی شده است و پایایی آنها نیز با اجرای آزمایشی بر روی نمونهای 30 نفره و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب برابر با 84/0 و 80/0 بدست آمده است. دادههای گردآوری شده در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون از طریق نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که بین تمایل به کارآفرینی و میزان گرایش به مهارت آموزی (آموزشهای فنی و حرفهای) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و این رابطه ناشی از شانس و یا تصادفی نیست.
سه چیز مهم !
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم
سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال
از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن
سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر
اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم
سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز
و دویدن که آموختی ، پرواز را
---------------------
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند
---------------------
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
---------------------
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی
---------------------
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت
---------------------
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند
---------------------
پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند
---------------------
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند
---------------------
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست
---------------------
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت
---------------------
و کمال معرفت آن است که
خودت را باور داشته باشی
پایگاه اطلاعاتی اگزیستانسیالیسم
برنامه ریزی آموزشی چیست ؟
فلیپ کومز در کتاب« برنامه ریزی آموزشی چیست ؟» مسایل اساسی برنامه ریزی آموزشی را به پنج قسمت تقسیم می کند :ادامه مطلب:
پیشینه برنامه ریزی آموزشی
برنامه ریزی آموزشی به مفهوم عام وکلی آن پیشینه ای دیرینه دارد وشاید بتوان گفت تاریخ تعلیم وتربیت آغاز شده است. پس از ظهور دین حضرت عیسی مسیح (ع) وگسترش مسیحیت، در سراسر اروپا ،کشیشان وروحانیون مسیحی به سهم خود متولی امور تعلیم وتربیت وعهده دار امور برنامه ریزی آموزش وپرورش شدند.
علاوه بر مسیحیان ، مسلمانان نیز از همان آغاز ظهور اسلام ، نسبت به گسترش تعلیم وتربیت وسازماندهی امور آموزشی، اهتمام خاص ورزیدند. زیرا ضرورت آموختن قرآن وفهم دستورات دینی ونیز لزوم ثبت وضبط اخبار واحادیث ومعرفی اسلام ، ایجاب می کرد که مردم سواد بیاموزند ودر بالا بردن فهم دینی خود از خواندن ونوشتن مدد بگیرند. هنوز از آغاز دین مبین اسلام زمان زیادی نگذشته بود که شمار زیادی از مسلمانان سواد آموختند وبه تعلیم وتعلیم قرآن وتبلیغ دین همت گماشتند. بنابراین رمز گسترش سواد در میان مسلمانان آن هم در زمانی کوتاه حاکی از به کار بستن تدابیر خاص ووجود اندیشه های برنامه ریزی آموزشی است.
با شکوفایی صنعت وگسترش فن آوری جدید در مغرب زمین، به ویژه در سده های اخیر ووقوع تحولات اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی ونیزافزایش نقش تعلیم وتربیت در زندگی انسانها، برای اداره امور آموزشی از روشها وفنون پیچیده تری مدد گرفته شد وبه تدریج زمینه های شکل گیری برنامه ریزی آموزشی به عنوان یک دانش جدید در مغرب زمین فراهم گردید.
برنامه ریزی آموزشی در کشورهای اروپای غربی
پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که دوره ی جدیدی در تاریخ علوم، فن آوری واقتصاد آغاز گردید، در تاریخ برنامه ریزی آموزشی کشورهای اروپایی نیز نقطه عطفی بوجود آمد. زیرا گسترش علوم وفن آوری وتحولات اجتماعی، شیوه های دقیق وپیچیده تری را در زمینه برنامه ریزی آموزشی ایجاب می کرد،به همین دلیل دول اروپایی به فکر افتادند که نظامهای آموزشی خود را بازسازی کنند. زیرا آموزش وپرورش در این کشورها نه تنها با مسائلی چون تقاضای روزافزون برای آموزش ، کمبود فضای آموزشی وکمبود معلم مواجه بود،بلکه مساله هماهنگ کردن نظام آموزشی با خط مشی های توسعه وبا ماهیت مشاغل در حال تحول،برای آنها اهمیت فراوانی داشت. ازاین رو استفاده از روشهای برنامه ریزی آموزشی به شیوه جدید،در خلال دهه 1940 میلادی در کشورهای اروپای غربی نیز روبه گسترش نهاد.
برنامه ریزی آموزشی در کشورهای در حال توسعه
دهه1950 میلادی مقارن با بروز تحولاتی در زمینه مسائل سیاسی ،اقتصادی واجتماعی بود که این تحولات تاثیر شگرفی بر آموزش وپرورش این جوامع گذاشت. به این معنی حدوث این دگرگونیها موجب گردید که مسئولان آموزشی این کشورها، آموزش وپرورش رابه منظور جوابگویی به انتظارات ناشی از تحولات جدید، مورد تجدید نظر وبررسی قرار دهند وپذیرای نوآوریها وتغییرات جدیدی شوند. ازجمله نوآوریهایی که در عرصه آموزش وپرورش این کشورها پذیرفته شد،استفاده از روشها وفنون برنامه ریزی آموزشی در اکثر این کشورها بود که خود منبعث از تحولات سیاسی ، اجتماعی واقتصادی گوناگونی از جمله:تحولات سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی بود.
تاریخچه برنامه ریزی آموزشی در ایران
همزمان با آغاز روابط سیاسی ایران با غرب در عصر فرمانروایی پادشاهان قاجار،روابط فرهنگی نیز میان ایران واروپا برقرار شد. در نتیجه بسیاری از الگوها ی آموزشی وفرهنگی غرب به نظام آموزشی ایران راه یافت. مسئولان مملکتی وفرهنگی به تدریج اقداماتی در جهت پذیرش الگوهای فرهنگی وآموزشی غرب به عمل آورند که این اقدامات بعدها زمینه ساز پذیرش روشها ی برنامه ریزی به شیوه کنونی گردید ودر نهایت در تکوین نظام برنامه ریزی آموزشی درایران نقش مهمی ایفا نمود.
پروفسور جرج التون مایو (1949-1880)، یک رهبر برجسته و یک مرجع بزرگ در تفکر مدیریت محسوب میشود. در کارخانه وسترن الکتریک واقع در هاثورن، او دریافت که رضایت شغلی از طریق مشارکت کارکنان در فرآیند اتخاذ تصمیمات رشد میکند نه از طریق تشویقهای کوتاه مدت.
التون مایو که در استرالیا متولد شده است، به تحصیل در رشته روانشناسی در دانشگاه آدلاید پرداخت و در سال 1911 به عنوان استاد منطق، اخلاقیات و روانشناسی (استاد سابق فلسفه) در دانشگاه کوئینزلند منصوب شد. او که به دلایل حرفهای علاقهمند به سفر به ایالات متحده بود، سرانجام به این کشور سفر کرد و سمتی را در سال 1923 در دانشگاه پنسیلوانیا عهدهدار شد. در آنجا او به یکی از محققان هاثورن تبدیل شد. او به تحقیق در یکی از کارخانههای ریسندگی و بافندگی آنجا پرداخت که در یکی از واحدهایش، چرخش کارکنان آن 250 درصد بود (در مقایسه با 6 درصد در سایر بخشهای شرکت). مجموعهای از تغییرات تجربی در شرایط کاری در این واحد به کار گرفته شد. این تغییرات باعث افزایش متوالی در بهرهوری و افزایش انگیزه کارکنان شد. پس از یک سال، چرخش نیروی کار به سطح میانگین شرکت رسید. این امر تغییرات چشمگیری را در این کارخانه منجر شد.
آزمایشات تجربی هاثورن در سال 1924 آغاز شد و مایو در سال 1928 و پس از آن به این پروژه پیوست که به دانشکده مدیریت اجرایی دانشگاه هاروارد منتقل شد و در آنجا به اعنوان استادیار رشته پژوهش صنعتی مشغول به کار شد. سپس او به درجه استادی نایل شد و تا سال 1947 که بازنشسته شد در همین دانشگاه ماند. در طول جنگ دوم جهانی، وی اقدام به توسعه نظارت بر امر آموزش در قالب برنامه آموزش درون صنعتی کرد که به طور گستردهای در ایالات متحده اجرا میشد. او دو سال پایانی عمرش را در انگلستان و به عنوان مشاور دولت در خصوص مسایل درون صنعتی سپری کرد.
مایو مطالب زیادی پیرامون دموکراسی و آزادی و همچنین مسایل اجتماعی تمدن صنعتی شده به رشته تحریر درآورده است. او مؤلف کتاب مسایل انسانی تمدن صنعتی است که در آن تجربیات به دست آمده در هاثورن را بیان کرده است. بسیاری از افراد معتقدند که او تفکری مدیریتی را در این کتاب مطرح کرده اما خود او معتقد است که در این کتاب تلاش کرده تا مسئولیتهای افرادی را بیان کند که به دنبال طراحی و اجرای پروژههای مختلف هستند.
کارخانه وسترن الکتریک هاثورن در شیکاگو واقع شده است. این کارخانه 29000 کارمند داشت و تلفن و تجهیزات تلفنی را عمدتاً برای شرکت ایتی اند تی تولید میکرد. این شرکت به استفاده از سیاستهای پیشرفته پرسنلی شهره بود و یک شورای تحقیقات ملی را در خصوص رابطه میان نور محیط کار و اثربخشی کار ایجاد کرده بود که تحقیقات متعددی را در شرکتهای سراسر آمریکا انجام داده بودند.
در تحقیق سال 1924، از طریق جدا کردن دو گروه از کارکنان تأثیر مشوقهای مختلف بر بهرهوری آزموده شد. همچنین پیشرفت در سطح نورپردازی محیطهای کاری نیز سنجیده شد. در مورد یکی از گروهها، نورپردازی پایینتر از سطح استاندارد بود. نتیجه حاصله در مورد کارآیی افرادی که در گروه دارای نور مناسب بودند، به خوبی مشهود بود.
در زمستان سال 1927، شرکت پنوک از کلیر ترنر استاد زیستشناسی و بهداشت عمومی در انستیتو فنآوری ماساچوست دعوت به همکاری کرد. ترنر گروههای کوچکی از افراد را تشکیل داد آزمایشات خود را به مرحله اجرا درآورد. نتیجه این آزمونها، افزایش انگیزه کارکنان، افزایش درآمد آنها، افزایش توجه آنها به کارشان و افزایش مسئولیت پذیری آنها بود. در تمامی این تحقیقات و آزمونها، التون مایو، به ترنر و همکارانش کمک کرد.
سومین مرحله در تحقیقات در یک بانک بود. نتایج این تحقیقات بدین شرح بودند.
طرفداران التون مایو، او را بنیانگزار مکتب روابط انسانی در مدیریت میدانند اما جامعهشناسان به این دلیل از او انتقاد میکنند که به اندازه کافی، دیدگاهها و نظریاتش را تشریح نکرده است.
خواندن مطالب مایو و پی بردن به نتایج مد نظر او در پایان قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، هیچ نکته تعجببرانگیز و حیرتآوری به دنبال ندارد. یافتههای او به طور فزایندهای در میان دانشمندان علوم اجتماعی، رهبران اتحادیههای کارگری و مدیران رایج هستند. البته این امر را میتوان شاخص موفقیت او نیز دانست زیرا اکثر محققان در این زمینه اتفاق نظر دارند که او نخستین فردی بود که مزایای تغییر در تفکرات مدیریتی را اثبات کرد.
عقاید مایو در خصوص ظهور سازمانهای «غیررسمی» مورد توجه اساتیدی همچون آرگریس و دیگران قرار گرفتهاند زیرا این دیدگاهها باعث شکلگیری نظریههایی در مورد نحوه توسعه و یادگیری در سازمانها شدهاند. نتایج مایو حکایت از آن دارند که سبک مدیریتی، نقش بسزایی در بهرهوری صنعتی دارد و مهارتهای ارتباطی با افراد به اندازه مشوقها و پاداشهای مالی، در افراد ایجاد انگیزه میکنند. این رویکرد انسانی، ابزاری مهم برای رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی سازمانها است. برای اطلاعات بیشتر کتاب های «مشکلات انسانی یک تمدن صنعتی»، 1946 و «مشکلات اجتماعی یک تمدن صنعتی»، 1945 را ببینید.